الشيخ المنتظري
525
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« وَذَلَّلَ لِلْهَابِطِينَ بِاَمْرِهِ وَالصَّاعِدِينَ بِاَعْمَالِ خَلْقِهِ حُزُونَةَ مِعْرَاجِهَا » ( و براى فرود آيندگان با فرمان او و بالا روندگانى كه رفتار بندگان او را ضبط كرده و بالا مىبرند ، دشوارى آن را آسان نموده است . ) « ذَلَّلَ » از مادّه « ذلول » به معناى رام است . « هابطين » اسم فاعل از « هبوط » به معناى فرود آمدن است ، و مقصود از آن جبرئيل و ساير ملائكه مىباشد . « امر » به معناى فرمان و دستور خداست كه به وسيله جبرئيل نازل مىشد . « صاعدين » اسم فاعل از « صعود » به معناى بالا رونده است كه با توجه به « بأعمال خلقه » به معناى بالا برندگان است . « حُزُونة » به معناى سختى است . « معراج » اسم آلت به معناى نردبان و وسيله بالا رفتن است . حضرت امير ( عليه السلام ) در اين جمله فرموده اند : خداوند رام و آسان فرموده است براى فرود آورندگان اوامر و دستورات او و بالا برندگان اعمال بندگان خود سختى هاى پيمودن نردبان را ; مقصود اين است كه خداوند آشفتگى هاى بين زمين و آسمان را برداشته و فضا را به گونه اى منظّم فرموده تا جبرئيل كه مأمور نزول اوامر الهى است بتواند اوامر او را بر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) نازل كند ، و ملائكه اى كه موكّل بالا بردن اعمال بندگان هستند بتوانند اعمال بندگان را بالا ببرند . پس خدا آسمانها را طورى آفريده كه ملائكة اللّه بتوانند رفت و آمد كنند . در ضمن ظاهر فرمايش حضرت اين است كه « سماء » غير از آن افلاك نُه گانه اى است كه در هيئت بطلميوس مىگفته اند . « نَادَاهَا بَعْدَ اِذْ هِىَ دُخَانٌ ، فَالْتَحَمَتْ عُرَى اَشْراجِهَا » ( و چون آسمان دود و بخار بود فرمان داد تا قطعات آن كه با هم فاصله داشتند به هم پيوسته و گرد آمدند . ) جمله « ناداها . . . » بيان براى « و نظم بلاتعليق » است ; يعنى اگر بگويند چطور خداوند اين آسمان را « بلاتعليق » نظم داده است ؟ جوابش اين است كه اين آسمان